خوش آمدید

از سروده های گذشته
نویسنده : ابی تاریخ : پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1388
نظرات (1)

در چشه ی چشم اشکریزم 

شد غرقه حیات پرستیزم 

بر عرصه که بود در نوشتم 

 اینک عجبم، کجا گریزم ؟  

هر لحظه به راه من، درنگی است 

هر شهد که می چشم، شرنگی است 

پنداشته ام گل است، خاری است 

پنداشته ام در است، سنگی است



 

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.