X
تبلیغات
زولا
قلم و دفتر
 

خوش آمدید

طنین
نویسنده : سرمد تاریخ : چهارشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1388
نظرات (2)

به روی شط وحشت برگی لرزانم،

ریشه ات را بیاویز.

من از صداها گذشتم.

روشنی را رها کردم.

رؤیای کلید از دستم افتاد.

کنار راه زمان دراز کشیدم.

***

ستاره ها در سردی رگ هایم لرزیدند.

 

خاک تپید.

هوار موجی زد.

علف ها ریزش رؤیا را در چشمانم شنیدند:

میان دو دست تمنایم روییدی،

در من تراویدی.

آهنگ تاریک اندامت را شنیدم:

(( نه صدایم

و نه روشنی.

طنین تنهایی تو هستم،

طنین تاریکی تو.))

***

سکوتم را شنیدی:

(( بسان نسیمی از روی خودم بر خواهم خاست،

درها را خواهم گشود،

در شب جاویدان خواهم وزید.))

***

چشمانت را گشودی:

شب در من فرود آمد.

*****



 

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.